شانکر سیتوسپورایی

Cytospora canker

به این بیماری شانکر لوکوستومایی، دارخور و فیتیله نارنجی هم گفته می شود. این بیماری دارای مزبانهای مختلفی از جمله گردو، چنار، تبریزی، گیلاس، زردآلو، قیسی و سیب می‌باشد. روی درختان دانه دار این بیماری روی سیب بروز پیدا می کند.

علائم بیماری :

بارزترین نشانه بیماری، پیدایش شانکر روی تنه و شاخه های درختان مبتلاست. ابتدا پوست شاخه ها در محل عفونت کمی نرم شده، نشست می کند و رنگ آن تیره تر می شود. به مرور این لکه ها بزرگ تر ونشست بافت در محل آنها بیشترمی شود. رنگ لکه ها قهوه ای شده، پوست درمحل لکه ها خشک شده و بصورت شانکر درآمده و پوست شاخه از محل شانکر شکاف برمی دارد.

اندازه شانکرها بسته به شرایط محیطی و ضعف یا شادابی شاخه ها بسیار متفاوت بوده و گاه ممکن است طول شانکر روی تنه یا شاخه های اصلی درخت به 50 تا 60 سانتی متر برسد.

معمولاً در بخش مرکزی شانکرها، اندام های تولید مثل قارچ ( پیکنیدها و پریتس های بیمارگر) به شکل جوش های کوچک و سیاه رنگ نمایان می گردند. چنانچه شانکر پیرامون شاخه ها را فراگیرد، برگ های شاخه های بالای مرکز شانکر سبز خشک شده و سرانجام بخش های بالایی این شاخه ها هم می خشکند.

آلودگی بیشتر در محل هرس و شکستگی شاخه ها و جوانه های خشکیده، بافت های مصدوم بر اثر تابش آفتاب شدید و زخمی شدن بر اثر عوامل مختلف اتفاق می افتد. سرشاخه های آلوده به بیماری به سرعت پژمرده شده و برگ های آنها قهوه ای شده و از بالا به پایین خشک می شوند. در هوای بارانی و مرطوب اسپورهای عامل بیماری که در ماده ای ژله ای قرار دارند به صورت قطره یا رشته های کوتاه از دهانه پیکنیدها بیرون می آیند. پیشروی قارچ و فساد بافت های آلوده، روی شاخه های باریک و بالایی بیشتر از شاخه های قطورو پایینی است.

عامل بیماری ، نحوه انتشار و چرخه زیستی آن:

قارچ عامل بیماری در ایران Leucostoma cincta تشخیص داده شده است که شکل غیر جنسی آن Cytospora cincta نام دارد. عامل بیماری به راه ها و اشکال زیرمی تواند از سالی به سال دیگر باقی بماند :

  1. به شکل میسلیوم در بافت های پوست عفونی اطراف شانکرهای ایجاد شده روی شاخه های درختان آلوده، میسلیوم قارچ را می توان تا فاصله 5 سانتی متری محدوده شانکرهای فعال جدا کرد.
  2. روی شانکرها و سرشاخه های آلوده روی درخت.
  3. روی شاخه ها و سرشاخه های آلوده بریده و انبار شده حاشیه باغ ها.

آلودگی های اولیه بیشتر بعد از برداشت محصول روی می دهند. در این دوران، درخت به دلیل فعالیت سوخت و سازی کم و فقدان قدرت ترمیمی، نمی تواند در برابر وقوع عفونت مقاومت کند.

بعد از وقوع آلودگی، عامل بیماری به سرعت در پوست سرشاخه ها و شاخه ها پیشروی می کند، بطوریکه در طول یک ماه ممکن است سرشاخه ای به طول 1 تا 5/1 متر کاملاً خشک شود.

اندام های زایشی قارچ به تعداد زیاد در پوست اندام های عفونی به شکل نقاط و جوش های سیاه تشکیل می شوند. حدود یک ماه بعد رشته های اسپور به شکل فیتیله هایی از روزنه جوش ها خارج می شوند که در آب حل شده و همراه قطرات باران یا باد به قسمت های دیگر درخت منتقل می شوند.

بارش باران، رطوبت هوا، هوای خنک و وجود زخم روی گیاه، عوامل موثر در تشدید بیماری هستند.

گسترش عامل بیماری در بافت های آلوده در پاییز و زمستان و همزمان با بازشدن جوانه های درخت بسیار زیاد است.

راه های پیشگیری و کنترل بیماری :

  • هر اقدامی که بتواند از تضعیف و زخمی شدن درختان جلوگیری کند در پیشگیری از بیماری موثر است.
  • سم پاشی های چهارگانه دوره ای با بردوفیکس به شرح زیر:

-  سم پاشی با بردوفیکس 10 در هزار پس از ریزش 70 درصد برگ ها در پاییز

-  سم پاشی با بردوفیکس 10 در هزار قبل از تورم جوانه ها

-  سم پاشی با بردوفیکس 5 در هزار بعد از ریزش گلبرگ ها

-  سم پاشی با بردوفیکس 5 در هزار بعد از تشکیل میوه

درصورت وجود آلودگی اقدامات زیرعلاوه بر محلول پاشی های دوره ای ضروری است:

تکرارسم پاشیها بعد از تشکیل میوه، در سه نوبت به فواصل 15 روزه

تراشیدن دقیق شانکرهای موجود روی شاخه ها و تنه های درختان آلوده و پانسمان بافت سالم گیاه با بردوفیکس رقیق نشده.

هرس شاخه های آلوده، 10 تا 15 سانتی متر پایین تر از بافت آلوده و سوزاندن آنها ودرصورت قطور بودن محل هرس ضدعفونی آن با بردوفیکس رقیق نشده.