" پیشـگفتار ( مقاله تحقیقاتی گیاهـپزشکی به روایت متون کهن ایرانی ) "

هدف از نگارش این مقاله جستجوی مدارک گیاهپزشکی کهن ایران، مدون کردن آن در یک مجموعه و در مرحله بعدی که مقاله دیگری را می طلبد، نگاه به شکل گیری گیاهپزشکی نوین ایران است. در این تلاش تمامی منابع کهن ایرانی که درباره کشاورزی سخنی داشته اند مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

با وجود تجربه ی چند هزار ساله‌ی کشاورزی در ایران، به عنوان رکن اساسی زندگی مردم این زاد و بوم، جای تحقیق در متون کهن کشاورزی ایران خالی است. حتی امروز که صد سال از آغاز آموزش های نوین کشاورزی ایران می گذرد، وقتی به تحقیق های دانشگاهی مراجعه می کنیم، حتی یک مقاله در زمینه بررسی متون کهن از نقطه نظر روش های کشت و زرع، باغبانی، دفع آفات و به عبارت دیگر گیاهپزشکی پیدا نمی کنیم. حتی در کتابخانه های دانشکده های کشاورزی کشور، مجموعه ای از متون کهن کشاورزی جمع آوری نشده است، تا چه رسد به اینکه مورد تحقیق و بررسی قرار گیرند. به نظر می رسد ما روش های سنتی گذشته ی خود را بیهوده می دانیم که از آن سخن نمی گوییم و به سراغ آنها نمی رویم.

اهمیت سیستم های سنتی کشاورزی، به رسمیت شناختن این میراث و حفظ آن در نیل به توسعه پایدار را در عمل نادیده می گیریم.

در این صورت گردآوری نسخ خطی، تصحیح و چاپ آنها به همت چه کسانی انجام شده است؟

تنها فرهنگ دوستان رشته ادبیات هستند که دلسوز جمع آوری نسخ خطی کتاب های کهن هستند. تلاش و کوشش نسخه شناسان و ادیبان ایرانی با استفاده از کارهای بسیار مستشرقین، در جمع آوری نسخ خطی می تواند این مهم را به انجام رساند.

فرهنگ دوستان، متون کهن کشاورزی را تصحیح و منتشر کرده اند تا ما به صورت کتاب های نفیس و نوین آنها را مورد مطالعه قرار دهیم. اگر تلاش این اساتید ادبیات وجود نداشت ارتباط ما با تاریخ گذشته کشاورزی ایران کاملا قطع بود.

ایرج افشار (1304-1389)

منوچهر ستوده (1292-1395)

هوشنگ ساعدلو (1307-1389)

محمدتقی دانش پژوه (1290-1375)

محمد دبیر سیاقی (1298-1397)

حسن عاطفی (1318)

این افراد تنها شماری از نسخه پژوهان دلسوز ایرانی هستند، که در انتشار کتاب های کهن کشاورزی ایران سهیم بوده اند.

به گفته ی زنده یاد ایرج افشار. تعداد متون کهن کشاورزی موجود ایران، از انگشت های یک دست متجاوز نیست. البته در متون چنددانشی، جغرافیا، عجایب نامه ها و یا کتاب های تاریخ محلی مطالبی درباره ی فلاحت موجود است. حق آن است که یکی از محققان رشته کشاورزی به استخراج و تلفیق و تنظیم و بخش بندی این متون بپردازد. ایشان در ضرورت بررسی متون کهن، اضافه می کنند، این بررسی برای کهنه نمایی نیست، کهنه شناسی است، که هرگز، بدون توجه عمیق به گذشته و شناخت واقعی و علمی آن، ساختن آینده امکان ندارد.

دانشمندی که برای حفظ متون کهن کشاورزی تلاش کرد، عبدالغفار نجم الدوله (1287-1221ش) بود. وی در سال (1284ش/1905م) مجموعه ای چهار جلدی از آثار خطی کشاورزی ایران را تحت عنوان مجموعه علم ایرانی (در زراعت و فلاحت و باغبانی و غیره)، گردآوری، تصحیح و منتشر کرد. متن نوشته ایشان در روی جلد کتاب را ذکر می کنیم.

"کتاب اول در معرفت فلاحت و زراعت، تالیف شخص عالم و عامل و سیاحی در عهد غازان خان، هفتصد هجری

کتاب دوم ایضاٌ در علم فلاحت و زراعت ایرانیان

کتاب سیم در قواعد پیوندزنی بدستور فرنگیها

کتاب چهارم ارشادالزراعه تالیف فاضل هروی در سنه 921 هجری که حقیر عبدالغفار معروف به نجم الدوله این مجموعه را محض خدمت به ملت و انتشار معارف ایرانی در امور فلاحت، درصدد جمع آوری و تصحیح برآمد بقدر وسع، چرا که این نسخه ها منحصر بفرد بود و تعدّد نداشت تا از روی مقابله، تصحیح و تکمیل شود و بعضی لغات آنرا شرح نمود و چنانچه نظر به بعضی نواقص دیگر در این صدد بر نمی آمد، شاید بکلی از میان میرفت".

کتاب اول همان آثار و احیاء، نخستین کتاب ویژه فلاحت ایرانی است. کتاب دوم معرفت فلاحت (دوازده باب) است که بهمراه ارشادالزراعه، سه کتاب ویژه ی فلاحت ایرانی هستند.

مفاتیح الارزاق چهارمین کتاب ویژه کشاورزی است. این چهار کتاب بعلاوه دانشنامه ها و عجایب نامه ها، منابع ما در این بررسی ی تاریخی می باشند.

حال دو پرسش توجه نگارنده را به خود جلب کرده است؛

سوال اول : چرا برخلاف متون کشاورزی، متون گیاهان دارویی ایرانی بسیار زیاد است؟

شناخت گیاهان داروئی و کاربرد آنها جزو مفردات طب است. منظور از مفردات طب، داروهای ساده و غیر ترکیبی است که منبع کانی، حیوانی و یا نباتی دارند. در واقع شناخت بیماری های انسان و تلاش برای درمان آنها، انگیزه ی بشر برای پیشرفت در این زمینه بوده است و سبب حفظ این متون در سینه تاریخ شده است.

شاید بیسوادی کشاورزان در ثبت و انتقال تجارب آنها موجبی برای کم بودن تعداد متون کشاورزی باشد. تنها دانشمندان توان ثبت دانش کشاورزی را داشته اند. متون کهن کشاورزی در طول تاریخ رنگ باخته اند و مورد اقبال عموم قرار نداشته و مورد بی مهری تاریخ قرار گرفته است.

باید خاطر نشان کرد که روش گیاهپزشکی کهن برای دفع آفات، به مانند مفردات طب، استفاده از منابع نباتی، کانی و حیوانی بوده است.

سوال دوم : چرا متون کهن کشاورزی، پس از ایجاد مدرسه دارالفنون و اعزام دانشجو به فرنگ، مورد بی مهری تاریخی و فراموشی کامل قرار گرفته اند؟ یعنی از آن مقطع به بعد، در هیچ جا، استناد و اشاره ای به متون کهن کشاورزی نمی شود؟

تا زمان نگارش کتاب مفاتیح الارزاق، ارتباط زنجیرواری در میان متون مشاهده می شود. بدین معنی که معلوم می شود هر نویسنده، آثار پیشینیان خود را خوانده است و به نحوی به آنها استناد و یا از آنها اقتباس کرده است. نویسندگان متون کهن بی ریشه نبوده اند و در جهت عمیق کردن ریشه خود بر روی زمین به گونه ای زنجیره وار، تلاش کرده اند.

آنچه در کار پیشینیان ما بسیار مهم و حیاتی است، زنجیره ای است یکپارچه، که به روشنی سیر تحول تاریخی هدفمندی را برای تثبیت دستاوردها نمایان می سازد. هر مولفی، در روزگار و زمانه ی خود و نه در خلاء، بلکه خود را درون رودخانه ای می یابد، که نیاکان وی در همانجا خود را به جریان آب روان سپرده اند. بنابراین، علوم کشاورزی کهن، زنجیره ای بهم پیوسته و یکپارچه است.

اما چرا این رشته توالی پس از کتاب مفاتیح الارزاق (1263ش/1884م) برای همیشه گسسته می شود؟ در مورد طب، مساله، کاملا متفاوت است. رشته زنجیروار متون گیاهان دارویی از گذشته تا حال حفظ می شود. حتی دانشگاهی در زمان معاصر برای آن بوجود می آید.

به نظر می رسد دلیل نبودن هر گونه رویکرد بسوی متون پیشینیان در زمینه کشاورزی، وجود برخی خرافه در میان آنها باشد. اما مگر خرافه نیز جزئی از فرهنگ مردمان نمی باشد؟ و به ناگزیر، مادام که آن را نشناسیم و در جهت شناخت و تغییر آن برنیاییم، همیشه در تاروپود جامعه موج خواهد زد و در هر برهه ای از تاریخ، خود را به شکل دیگر و متفاوتی ظاهر خواهد کرد. مگر وجود خرافه برای ما در قرن بیست و یکم ناآشنا و غریب است؟

آنچه مورد تاسف است، نبود هیچ نقد و رویکردی به کتاب های کهن کشاورزی است. به نظر می رسد که، کار ایرانشناسان و نسخه پژوهان از سوئی، و کار علمی دست اندرکاران علوم کشاورزی از سوی دیگر، مانند دو خط موازی است که یکدیگر را قطع نمی کنند. اولی نظری بر گذشته و شناخت آن دارد و دومی تنها به جلو و پیشرفت های غرب می نگرد. بررسی متون کهن کار ادیبان است و دانش کشاورزی را کاری با آن نیست!

عدم شناخت سنت ها و اتکا نکردن بر آنها، به مانند خانه ساختن بر روی هوا و یا در طوفان دریاست. نگاهِ تنها به جلو و دستاوردهای غرب و ترجمه آثار آنها و بی خبری از ریشه خود، داستان تحول علوم کشاورزی ما می باشد.اما تحقیق در کشاورزی کهن عرصه وسیعی برای تلاش می گشاید. محمد دبیر سیاقی (1298-1397ش)، محقق پر تلاش دیگری هستند که کتاب کشاورزی ارشادالزراعه را مورد تحقیق قرار داده اند. ایشان، نام میوه ها، گل ها، سبزی ها و درختان این کتاب را، در تمامی اشعار شعرای سده چهارم تا چهاردهم هجری قمری جستجو کرده اند. ایشان در دو کتاب خود، برای هر نام از گیاهان، میوه و سبزی ها، اشعاری را از شعرای ایرانی، به عنوان شاهد ارائه کرده اند و مشخصات علمی هر یک از گیاهان را به مانند یک دانشنامه ولی با لطافت شاعرانه ای شرح داده اند. نام کتاب های ارزشمند ایشان، سبدی پرمیوه، انبانی پردانه و طبقی پرصیفی و نیز آغوشی پرریحان، دامنی پرگل می باشد.

در جستجوی متون کهن کشاورزی ایران نقطه آغاز و راهنمایم دو کتاب تالیفی، تاریخ تحولات علوم کشاورزی ایران تالیف باقری زنوز و سیر تاریخ کشاورزی ایران گردآوری فریدون آزاده، بوده است. از این روی قدم گذاشتن در این مسیر و پیش رفتن در آن، بسیار دشوار می نماید. به نظر ضروری می رسد تا در بخش نخست، نگاهی به گذشته فلات بزرگ ایران و نیز سپیده دم کشاورزی در کشورمان ایران بیندازیم. می بایست میلیون ها سال به عقب برگردیم تا شکل گیری فلات بزرگ ایران را در افق تاریخ مشاهده کنیم. سپس از گذشته دور به پیش آییم تا شاهد برآمدن کشاورزی در ایران پیشاتاریخی، یعنی دوره نوسنگی باشیم. پس از آن وارد فصل دوم می شویم که متون کهن کشاورزی ایران را در بستر تاریخ و به توالی جستجو می کنیم. و در فصل های بعدی وارد دنیای گیاهپزشکی کهن ایرانی می شویم که تنها گام کوچک و نخستین قدم در مدون ساختن این متون می باشد.

هدف تلاش این نوشتار، زنده کردن محتوای متون کهن و محتوای دانش پیشینیان می باشد. اساس این متون مانند طب سنتی، اتکا به منابع نباتی، کانی و حیوانی در پرورش گیاهان و دفع آفات است. و نیز اعتقاد و اتکا به توضیح سعد و نحس ایام یا به عبارتی، نیک و بد کشت و زرع از روی موقعیت برج های فلکی است. در خواندن این متون صرفنظر از نکات کشاورزی، گویای قدمت و قدرت زبان فارسی و زیبایی آن است که به همت شعرای ما، بویژه فردوسی، در طول تاریخ زنده مانده است، چنانکه اگر در زمان سفر کنیم و به گذشته باز گردیم سخنان ما را همه می فهمند و ما نیز سخنان آنان را. و برای حس فضا و زمان هر دوره، املا و انشای متون عینا حفظ شده است.

قصد ما در این مجال، پرداختن به وضع کشاورزی در هر دوره ی تاریخی ایران نیست. اما درک اینکه چگونه دانش کشاورزی در هر دوره، جهانی می شود، بسیار جالب است. جدا از کشورگشایی ها و داد و ستدها که باعث اارتباط ملل می شود، می خواهم به نکته دیگری اشاره کنم.

دردوره هخامنشیان بخش هایی از متن اوستا باحمله اسکندر مقدونی از ایران به یونان برده شد. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانیان نهضت ترجمه ای را آغاز کرد. وی افرادی به به هند، چین و روم فرستاد تا از همه کتاب های آنها نسخه برداری کنند و درهای ملل گوناگون بر روی هم گشوده شد. نهضت ترجمه دیگری نیز دو دوره خلافت عباسی بوجود آمد و خاندان های ایرانی مانند برامکه در آن نقش داشت.

نکته قابل توجه دیگر، درخشش دانشمندان ایرانی در دوره طلایی سامانیان و نیز چنانکه در متن مشاهده خواهید کرد، تعدد کتاب های مورد ارجاع ما در دوره ایلخانیان پس از حمله مغول است. این امر جای بسی تامل و بررسی است.

در خاتمه باید اشاره شود که از گیاهان دارویی تنها نخستین آن معرفی شده است و درباره متون آبیاری به دو کتاب اشاره شده است. نکته دیگر اشاره به نوشته ایرج افشار است که برای متون سده 13 و 14 شمسی کتاب های بیشتری را نام برده است و ما تنها به اهم آنها بسنده کرده ایم.

" جهت مشاهده ی محتویات مقاله، بخش مورد نظر را از منوی آبشاری زیر انتخاب کنید "