بخش اول فصل ششم : آبنوس تا بیدمشک

در معرفت کشتزار به تخصیص

آبنوس

شیخ الرئیس گوید که اگر آبنوس بر خمر نهند، رایحه او خوش شود(عجایب قزوینی).

آذریون

آذریون را به زبان دری خجسته خوانند. و پارسیان بفال دارند و گویند آذرگون خجسته. آذریون زمین قوی خواهد و آفتاب تا رنگ سرخ گردد و چشم سیاه. و این بخلاف بنفشه است که سایه خواهد. و چون آذریون را آفتاب نباشد چشم زرد کند(نزهت نامه علایی).

سیاه آلو

دردی نبید در بن درخت ریزی بر خوش آرد و شیرین(نزهت نامه علایی).

و اگر درخت به زهره گاو بیندایی کرم در نیفتد(نزهت نامه علایی) و (نوادر التبادر). اگر بن هر دانه ای به زِفت(ماده سیالی که از درخت صنوبر گرفته می شود) در گیری و در سبویی نهی و شیره بر او ریزی چنانکه بر زبرش ایستاده باشد یکچندی تازه و نیکو بماند(نزهت نامه علایی). صاحب الفلاحه گوید اگر درخت او را به مراره(کیسه صفرا. زهره) گاو بیالایند، هیچ کرم در او نیفتد(عجایب قزوینی).

دردی خمر در زیر درختش کنند خوش و شیرین بود(نوادرالتبادر).

آلو و شفتالو

اگر خواهی که سرخ گردد چنانکه در سیب گفتیم، در کمیز مردم و سرگین خوک بکن. و اگر خواهی که سخت سرخ گردد دانه استخوان که بدو باز چکیده باشد بستان و قدری شنگرف(اکسید سرخ جیوه) بر او فشان با گل سرخ آنگاه دانه در میان پوست نه و بنشان تا بر سرخ آرد. چون استخوان خواهی نشاندن باید که از گوشتش لختی با او بگذاری و یکباره ساده و پاک نکنی و در اندرون استخوان بکارد نقشی کنی و برهم نهی و ببندی و بنشانی همان نقش بر آلو پدید آید. و با بادام و زردآلو همین عمل بشاید کردن. ریشه درخت یا شاخ درخت را آبخور که در میانش باشد مانند پشم از او بیرون کنی و ببندی و بنشانی چون بر آرد بی استخوان باشد همچنانکه در انگور گفتیم. و اگر شاخ درخت بشکافند و میخی از بید بدو فروبرند چنانکه با چشمهای او راست باشد و بنشانند و همچنین بر بی استخوان آرد و هر چه از این گونه کنند پیوند خوانند. آلو و شفتالو در آب نهند پس بجایگاهی که باد بر او نجهد بگسترانند یکچندی دیر بماند(نزهت نامه علایی).

چون خواهند که استخوان بنشانند در میان پوست نهند و بنشانند تا بر سر سرخ گردد. و اگر در اندرون استخوان به کارد نقش کنند و برهم نهند و ببندند و بنشانند هم آن نقش بر آلو پیدا شود. و به بادام و زردآلو همین فعل می توان کرد. و اگر ریشه درخت و آبخور که در میان باشد مانند پشم ازو بیرون کنند و ببندند و بنشانند چون بر آرد بی استخوان باشد(نوادرالتبادر).

امرود

چون درخت و اصل امرود به زهره گاو در گیرند زیانی نرسد(نزهت نامه علایی)، (نوادر التبادر). و اگر خواهی که امرود نگاه داری، تغاری پهن بستان و نمک در فکن هموار و امرود یک یک بر او نه دیرگاه بماند و تباه نشود(نزهت نامه علایی).

آنچه از نهال امرود در زمین خواهد بود شق کنند و مغز آن را بیرون کنند چنانچه از اصل چوب آن چیزی تراشیده شود. پس آن شق را با هم نهند و به لوخ(بردی. پاپیروس) ببندند و به سرگین گاو و گل خالص که ریگ نداشته باشد بیالایند و آن را نیشانند و نگذارند که زمین آن خشک شود و باید که دائم پر نم باشد تا آن وقت که برگ آن بیرون آید هر درخت امرود که به این نوع غرس کنند امرود آن نازک تر بود و آن صلابتی که در جوف(درون) دیگر امرودها باشد در آن امرود نبود(معرفت فلاحت).

انار

چون شاخ انار بنشانی باید که از آن شاخ باز بری که بر آورده باشد که اگر نه چنین باشد و بر نیاورده از بعد آن به دو سه سال دیگر به بر آید(نزهت نامه علایی). استخوان خرما با نمک در بن درخت انار نهی تباه گردد(نزهت نامه علایی).

بار بیشتر و نیکو

و اگر خایه ضفدع به بن درخت انار کنند بار بیشتر آورد و آبدارتر بود(فرخ نامه). و اگر در پهلوی درخت انار مورد بنشانندانار بر بیشتر آورد و خوش تر بود(فرخ نامه). و اگر خاکستر حمام با فُوَه(روناس) کوفته به هم بیامیزند و در بن انار انبار کنند انار بار بیشتر آرد و رنگ سرخ گرداند و نیکو(فرخ نامه). و گویند اگر آن گوشهای که در میان گلوی انار است به کوچکی از انار بیرون آرند انار بزرگ شود(فرخ نامه).

انار کفیده(ترکیده. از هم باز شده) که نیکو شود مغاکی اندر بن درخت انار بباید کند چنانک بیخش پیدا شود. آنگه سنگی گران بر آن بیخ نهند و بار بر سر کنند تا پوشیده شود سود دارد(فرخ نامه).

و اگر خاکستر حمام را به آب بیامیزند و در بیخ او(انار) فرو ریزند دانهای او بغایت سرخ شود(نفائس الفنون). و چون درخت انار بنشانند اگر در حوالی آن آهن بکارند قوی شود و ثمره بسیار دهد(نفائس الفنون). و در وقتی که گل کند پای آن را بیل گردان نموده قطعا آب ندهند تا وقتیکه انار بهبندد و بعد از آن بیل گردان دیگر نموده انبار ریزند و آب دهند و طریق آب دادن آن است که در هر سه روز یا چهار روز بیک دستور آب دهند که اگر چنانچه بتفاوت آب خورد انار آن اکثر شکافته و نابود میگردد و باید که در پای هر چمن جویه باشد که بطریق تاك آب خورد اما ملاحظه نمایند که آب در گردن درخت نیفتد و بعضی از دهاقین در محل سبز شدن پای درخت آن را بطریقی که جالینوس حکیم گفته بیل گردان نموده جرم ریزه و خاکستر با انبار آمیخته ریزید و تجربه نموده اند که شاخه های در روش(رشد و نمو) شده انار بسیار و خوشرنگ میدهد. اما خاکستر جهت خوش رنگ شدن انار است(ارشادالزراعه).

و جالینوس حکیم گوید که اگر سگ مرده اندر بن درخت وی در خاك کنند بار وی کلان آید و اگر درخت وی را از جای به جای دیگر بگردانند نیکوتر شود و بار بیشتر آرد(ارشادالزراعه).

انار بی دانه

اگر خواهند که اناری باشد که در میان او آب باشد و هیچ دانه نبود، بگیرند غرس انار و نیمه زیر او به دو نیمه بکنند، چنانکه هیج مضرت به چوب نرسد، آنگاه هر دو نیمه را بهم باز نهند و به نباتی که آن را به تازی بَردی(پاپیروس. لوخ) گویند بر یکدیگر سخت کنند. آنگاه به خاکی خَرد(گل سیاه لزج چسبنده) و سرگین گل کرده باشند بیندایند، آنگاه چندانکه از موضع شق تا بدانجا سه انگشت بگذارند تا بیرون بود و باقی در زیر زمین پنهان کنند و بگذارند تا بیخ کند. آنگاه آنچه بالای موضع شق بود ببُرند و بگذارند که آن درخت بروید و همه آب باشد(علم الفلاحه).

و اگر خواهند که انار ملیسی(شیرین و بی دانه) گردد شاخ انار را سر فرو باید گرفت و در زیر خاک باید کرد به وقت بهار و رها باید کرد تا آن وقت که بگیر و بیخ زند، آنگاه بن آن شاخه بباید برید تا سر در زیر باشد و بن بر زیر، آنگه چون انار آرد ملیسی باشد(فرخ نامه). و اگر خواهند که در رمان شحم نباشد، قصب او آن وقت که خواهند بنشانند، پاک کنند از آن خار که در میان او باشد. آنکه با همدیگر نهند، و به چیزی ببندند، که چون درخت تمام شود و ثمره آورد، هیچ شحم نداشته باشد. و اگر خواهند که دانه او سرخ بود، ورق تازه در آب اندازند، آب بکلی فرو برد(عجایب قزوینی).

و اگر خواهند دانه او(انار) را استخوان نباشد زیر شاخهای غرس او را بشکافند و درون را از بیخ پاک کنند و آنها را به گیاهی که به عربی بَردی خوانند یا به گیاه دیگر استوار ببندند و بکارند دانهای او همه آب شود(نفائس الفنون). و اگر خواهد کسی که انار بیدانه گردد آن قلم که خواهد کاشت نصف از وی شکافته مغزی که در میان آنچه روی باشد بیرون آورد آنگاه آن شکافته را برهم پیچید و بن آن شاخ را در قوچه(گودالی که برای کاشتن نهال می کنند) گذاشته از شق آن سه انگشت بر روی زمین باشد خاك ریزد چون سبز شود آنچه بر بالای شق بود ببرند و آب میدهند تا بالش کند چون ببار آید انار را دانه نبود(ارشادالزراعه).

زوج و فرد بودن تعداد دانه های انار

اگر دانه یک انار بشمری خرد یا بزرگ همه دانه های انار آن درخت همچندان باشد. بر سر انار چند تیزی باشد باز چکیده عدد پهلوهاش همچندان است اگر جفت باشد دانه جفت آید و اگر طاق باشد طاق(نزهت نامه علایی).

و اگر اناری از هم باز کنند و دانه آن بشمرند از آن درخت همه انار دانه همچندان بود. و اگر آن تیزی که بر سر گلوی انار باشد بشمرند و جفت بود دانه آن همه جفت باشد، و اگر طاق بود طاق بود(فرخ نامه). دانه یک انار بشمارند همه دانه های آن درخت چندان بود. بر سر انار چند بثری(برجستگی) باشد عدد پهلوهایش هم چند آن است. اگر جفت باشد دانه نیز جفت باشد، و اگر طاق باشد دانه < نیز> طاق باشد(نوادر التبادر) و (عجایب المخلوقات طوسی). و اگر قمع(برآمدگی) رمان را بگیرند و دانه او بشمارند، اگر فرد بود، عدد حساب رمان فرد بود. و اگر زوج باشد، عدد حساب رمان زوج بود(عجایب قزوینی). و گویند عدد دانهای انار یک درخت جمله یکسان بود(نفائس الفنون).

شیرینی و ترشی انار

اگر بن انار شیرین را اندکی باز کنی و سرکه در آن ریزی ترش گردد و اگر انگبین در بن انار ترش کنی شیرین شود. اگر سرگین خوک با کمیز مردم در بن درخت انار ترش کنی شیرین شود(نزهت نامه علایی).

اگر خواهی که انار ترش شیرین گردد کرکج نیک بکوب و در آب کن و در بن درخت ریز چنانکه به بیخ برسد شیرین گردد(نزهت نامه علایی). اگر بن انار شیرین اندکی باز کنند و سرکه در آن ریزند، انار ترش شود، اگر بن درخت انار ترش را باز کنند و انگبین در آن ریزند، انار را شیرین کند(عجایب طوسی). و اگر بوقت نشاندن او عسل فرو ریزند انار شیرین باشد و اگر سرکه که ترش شود(عجایب طوسی). و اگر در بن انار مغاکی بکنند آنگه ثفل(ماده ای که بعد از گرفتن شیره انگور باقی بماند) انگور و فُوَه کوفته و خون مردم و سرگین گاو اندر آن مغاک کنند به وقت انار، انار شیرین بود و نیکو(فرخ نامه). و اندر طعم گردانیدن آن چاره هست، اگر انگبین بجوشانند و در بن انار سخت ترش کنند شیرین گردد(فرخ نامه).

انار خواه در گرمسیر و خواه در سردسیر تا تمام سرما نخورد شیرین نشود. درخت انار شیرین را عمارت نیکو نکنند به مرور ایام ترش شود. و اگر انار ترش را عمارت نیکو کنند به مرور شیرین شود(آثار و احیاء).

صاحب الفلاحه گوید، اگر وقت نشاندن انار، قدری عسل بر وی ریزند، ثمره او بغایت شیرین شود، و اگر سرکه بر وی ریزند، ترش بود(عجایب قزوینی).

اگر انگبین در بن درخت انار ترش ریزند شیرین گردد. و اگر سرگین خوک با گمیز مردم در بن درخت ترش ریزند همان فعل کند(نوادرالتبادر). و اگر بوقت نشاندن او(انار) عسل فرو ریزند انار شیرین باشد و اگر سرکه که ترش(نفائس الفنون). و اگر بخواهند که انار ترش شیرین شود اصل درخت را ظاهر کنند آنرا بفضله خوک طلا کنند و به بول آدمی نضج دهند و چنانکه بود خاک پر کنند ترشی او برود(نفائس الفنون). و اگر بیخ درخت انار ترش را از خاك خالی کنند و عروق آن را بسرگین خوك آلوده کنند و بول آدمی بر آن ریزند و باز خاکها در آن موضع ریزند انار آن درخت شیرین شود(ارشادالزراعه) و (علم فلاحت).

نگه داشتن بر

اگر خواهی که پوست انار بنچکد، در بن آن درخت سنگی که از دریا آورده باشند بنه یا میخی از ارزیر بدو کوب یا صورت کژدمی از سرب کرده در زیر او پنهان کن همه بر درست بماند(نزهت نامه علایی).

همچنین شاخ با شکوفه بنشانی بر هیچ نچکد(نزهت نامه علایی).

صاحب الفلاحه گوید و اگر خواهند که ثمره او هیچ نیفتد و تلف نشود، قدری از مرقشیشای(سنگ سخت. سولفور طبیعی آهن) بحری بر شاخ او نهند، جمله با صلاح آید. چنانکه هیچ ازو نیفتد. و اگر مسماری(آنچه بدان چیزی را استوار کنند) سازند از ارزیز(قلع) و در زیر ساق او کوبند، همین عمل بکند. اگر صورت عقربی از ارزیز بر شاخی از شاخهای او نهند، همین فعل بکند و رمان او شکافته نشود(عجایب قزوینی).

اگر صورت کژدمی از سرب ساخته در زیر آن پنهان کنند بر درست آرد(نوادرالتبادر). اگر خواهند انار از درخت نریزد و آفت نرسد مرقشیشای بحری بر شاخ او بندید و اگر مسماری از زر در زیر ساق او دفن کنند همین فائده دارد و انار منشق نشود(نفائس الفنون).

و اگر پیاز عنصل در پای درخت(انار) کارند دانه وی شق نشود(ارشادالزراعه).و اگر در وقت نشاندن درخت انار گرداگرد نهال آن در حفره سنگ بچینند یا پیاز عنصل در بیخ آن درخت بنشانند یا آن درخت را سرنگون بنشانند چنانچه فروع شاخ در حفره بود انار آن شق نشود(معرفت فلاحت).

محافظت از سرما

اگر درخت انار را زمستان توانند خم نموده خار و خاشاك بر بالای وی گذاشته خاك ریزند که از سرما امن باشد. و بهار که دغدغه سرما برطرف شده باشد بیرون آورند مناسب خواهد بود بواسطه آنکه تاب سرما ندارد(ارشادالزراعه). درخت انار که ضعیف بود در زمستان سرما در آن زود اثر کند، آن را به برگ کدو و شاخهای درخت کدو بپوشانند از سرما محفوظ ماند. و اگر به وقتی که انار برسد برگ کدو و شاخ درخت کدو بر درخت انار نهند مرغان گرد آن درخت نگردند(معرفت فلاحت).

انجیر

نشاندن درخت انجیر

چون درخت انجیر خواهی نشاندن در آب و نمک باید نهادن یک ساعت آنگاه یک شب در میان سرگین گاو کردن و دیگر روز بیشاندن بر او طعم خوش دهد(نزهت نامه علایی).

درخت انجیر دراز عمر باشد و سالها بسیار بچه کند و مرتفع(زایل) نگردد و اگر عمارت کنند و اگر نکنند بیخ آن در زمین ثابت باشد. اگر سر آن را ببرند یا سرما آن را خشک گرداند باز از بیخ بجهد و ارتفاع نیکو بدهد و درخت انجیر را هم با بیخ نشانند و هم با شاخ(آثار و احیاء).

در معرفت درخت انجیر و کیفیت نشاند و پروردن آن و پیوند و عمارت و هر چه به آن تعلق دارد از مسافران هر ولایتی تفحص نموده شد که در بعضی ولایت که تمام سرد است انجیر می باشد و در بعضی ولایات ماوراءالنهر و خوارزم انجیر خوب می باشد. مولف کتاب آثار و اخبار(مراد خود ایشان رشیدالدین فضل اله است) گوید که در در تبریز که سردسیر است از ولایات دیگر چوب انجیر آوردم و در تبریز که هرگز انجیر نبوده نشاندم و آنزمان انجیرهای خوب پیدا شد و بسیار کشته و انواع انجیر هست و درخت انجیر بسیار هست انواع آن و اختلاف آن هم در رنگ و هم در شکل و هم در طعم و هم در خاصیت ظاهر چنان که بعضی سیاه و بعضی سرخ و بغضی زرد و بعضی سفید و بعضی زنگاری و بعضی عنابی باشد و هر یک از این رنگ ها نیز متفاوت الاحوال(آثار و احیاء).

صاحب الفلاحه گوید چون درخت انجیر خواهی نشانیدن اگر در آب نمک اندازی، زمانی آنکه در زیر سرگین گاو کنی سه روز آنکه بنشانی، طعم انجیر او بغایت خوب باشد(عجایب قزوینی).

و چون خواهند درخت انجیر کارند اگر انجیر را در میان آب نمک نهند و بعد از زمانی بیرون آرند و یکروز در سرگین گاو نهند و بعد از آن بکارند انجیر بغایت خوش طعم و شیرین باشد و اگر بآب زیتون او را آب دهند همین خاصیت دهد(نفائس الفنون).

و در موضعی که کارند باید که پناه باشد و سایه نبود و آفتاب بر آن عمل داشته باشد و در کنار آب و زمین نمناك نباشد، چه بسیاری آب و نم درخت انجیر را زیان میدارد. پس تخم آن را با سرگین گاو مخلوط سازند و آن را از لوخ بشکل ریسمان چیزی بسازند و این تخم و سرگین گاو بر آن بیالایند و نهر مستطیل در زمین بکنند که عمق آن یک شبر بود و آن ریسمان در آن نهر نهند و پرخاك کنند و همان لحظه آب دهند چون سبز شود همچنان بگذارند تا بلندی آن سه ذراع شود. پس از آن موضع، آن را بموضع دیگر نقل کنند و چون بلندی آن سه ذراع شود بموضعی که خواهند آن را نقل کنند و شاخ انجیر را خواهند که کارند سه روز اصل آن را در آب نمک گذاشته بعد از آن کارند و اگر سرگین تازه گاو آلوده کنند و بعد از آن کارند بهتر بود(ارشادالزراعه).

و شاخ انجیر را که خواهند نشاند سه روز اصل آن را در نمک آب بگذارند و بعد از آن بنشانند و اگر به سرگین گاو تازه آلوده کنند و بعد از آن بنشانند بهتر بود. و بعضی در اسفل نهال انجیر که در حفره بود دو بیضه یا سه بیضه نهند بار بسیار آورد. و اگر شاخ انجیر را سرنگون نشانند چنانچه فروع شاخ در حفره بود آن درخت بسیار بلند نشود و میوه آن درخت بسیار بود(ارشادالزراعه) و (معرفت فلاحت).

نگه داشتن بر، و نیک و زود رسیدن بر

بن دانه، آنجا که سوراخ باشد، به زفت بیندابی، زود پخته شود(نزهت نامه علایی).

و اگر در بن درخت سرو گوسفند نهی چنانکه بیش دو انگشت بر زبر باشد و آب و باران در او ایستد بر نیکو آرد و هیچ نیفتد. و اگر قدری آب زیتون در بن درخت ریزی یا خرچنگی در زیر درخت بنهی یا اندکی نمک یا سوسن آسمان گون بر نگاه دارد. عنصل را خاصیتی است در نگاه داشتن برها چون در بن درختان بکارند(نزهت نامه علایی).

آب گرم بر انجیر ریزی زود تباه شود(نزهت نامه علایی).

درخت انجیر کی(که) بار بریزاند، عنصل در زیر آن کارند، بار نگه دارد(عجایب طوسی).انجیر که بار کم آورد از درختی دیگر شاخی ببرند و از شاخ انجیر بیاویزند بر نگه دارد و بار بسیار آورد. و اگر سوسن از شاخ او بیاویزند بر نگاه دارد(فرخ نامه). اگر سرو گاو به بیخ انجیر فرو برند زودتر برسد(فرخ نامه). اگر چنانچه در بن درختش سرو گوسپند نهند که تنش دو انگشت بر زیر باشد و آب باران درو بیستد نیکو بر آرد و هیچ نیفتد. و اگر در زیر درخت یک خایه مرغ نهند دانه بزرگ شود. و اگر خرچنگی با قدری نمک در زیر درخت نهند بر نگاه دارد(نوادر التبادر). درخت چون میوه نیارد، سیما درخت انجیر یک خرچنگ با چوب پودنه جویباری بر آن بندند بر بسیار آورد و آنچه دارد نیفتد(نوادرالتبادر).

و اگر در زیر درخت انجیر خرچنگی را دفن کنند باندک ملح و سوسن آسمانجونی، ثمره او نگاهدارد و چنانچه هیچ نیفتد و بغایت شیرین بود(عجایب قزوینی). و اگر در زیر درخت انجیر عنصل بکارند ثمره او نیفتد(نفائس الفنون). و اگر عروق درخت انجیر را به شاه توت آلوده کنند انجیر آن درخت ساقط نشود(ارشادالزراعه) و (معرفت فلاحت).

و اگر نمک را نرم بسایند و بیخ درخت انجیر شکافی کنند و این نمک در آن ریزند، انجیر آن درخت زود پخته شود و ساقط نشود(ارشادالزراعه) و (معرفت فلاحت). و اگر سرگین کبوتر و فلفل و روغن کنجد هر سه برابر باهم بیامیزند و انجیر را که خام باشد بآن بیالایند زود پخته شود و اگر نمک را نرم بسایند و بیخ درخت انجیر شکافی کنند و این نمک در آن ریزند، انجیر آن درخت زود پخته شود و ساقط نشود(ارشادالزراعه) و (معرفت فلاحت).

دفع آفات

و اگر پیاز عنصل در بیخ درخت انجیر کارند آن درخت و میوه آن از کرم سلامت ماند و انجیر آن را شیره سفید نبود. و اگر بیخ درختان یا از میوه آن کرم پیدا شود بیخ آن درخت را از خاك خالی کنند چنانچه عروق آن ظاهر شود. پس پر خاکستر کنند و روی آن پرخاك کنند، آن کرم آخر شود(ارشادالزراعه) و (معرفت فلاحت).

و مناسب آن است که هرساله در زمستان اگر توانند درخت انجیر را خم نموده خار و خاشاك بر بالای آن گذاشته خاك ریزند که از سرما ایمن باشد و در بهار که دغدغه سرما برطرف شده باشد برون آرند(ارشادالزراعه).

چند رنگی شدن انجیر

یک دانه انجیر سیاه و یک دانه زرد در آب کنی تا دانه ها بهم بشود آنگاه جملت در جایگاهی بکاری تا همه بهم بروید، چون بر دهد سیاه و زرد بر یک درخت بیاید(نزهت نامه علایی).

انجیر را نیز مانند مو می توان چند رنگ کاشت(نقل به معنی از فرخ نامه).

و چون خواهند که انجیر به رنگ های مختلف از یک درخت حاصل آید، به موجبی که شرح آن به درخت تاک داده شد. و شاخ های هر رنگ بر یکدیگر بافند و به ریسمان بربندند و بکارند همه یکی شود. و به الوان انجیر بارآورد(آثار و احیاء). اگر دو سه شاخ انجیر که هریک از درختی بود و لون آنها مختلف بیکدیگر، ببندند از لوخ، دو شاخ را در یک حفره کارند و بیخ آن پرخاك و روث(فضله حیوانات) در آب کنند و آب دهند، چون سبز شود، فروع سبزشده را پهلوی هم آورند و محکم بربندند و بگذارند که تا بهم متصل شوند پس اگر خواهند همچنان بگذارند و اگر خواهند آن را در روی زمین برند و بموضع دیگر نقل کنند و چون آن درخت ببار آید انجیر آن برنگهای مختلف شود(ارشادالزراعه) و (معرفت فلاحت).

کتابت روی انجیر

و اگر بر شاخ انجیر نقشی کنی، یا چیزی بنویسی، مانند آن بر انجیر پدید آید(نزهت نامه علایی). اگر بر شاخ انجیر نقشی کنند، بر انجیر همان نقش پدید آید(عجایب طوسی). و گفته اند که اگر بر طرف شاخ درخت انجیر که در زمین خواهد بود چیزی بنویسند که چون به بار آید انجیر ها آن کتابت ظاهر نماید(معرفت فلاحت).

نگه داشتن انجیر

اگر خواهند که انجیر از جایی به جایی برند و تباه نشود سبوی نو بباید گرفت و سه انجیر به زِفت بحری(صمغ خشک شده درخت صنوبر) بباید آلود و یکی در بن سبوی باید نهاد و انجیر در باید گرفت تا نیمه و یکی دیگر در نیمه نهند و انجیر درکُند تا سر و یکی در سر نهد. هر کجا برود تباه نشود(فرخ نامه).

بادام

چون بادام به سرگین تر بمالند یا در انگبین نهند درخت نیکو ببالد. و اگر مغز از پوست جدا کنند چنانکه خراشیده نگردد و بنشانند دست شکن برآید. چنانکه در گوز گفتیم. چون از درخت باز کنند و بگذارند تا پوست سبز از او جدا شود آنگاه به آب نمک بشویند و در آفتاب نهند نیکو گردد(نزهت نامه علایی).

بادام را اگر بشکنند، چنانک زخمی بر مغز وی نیاید و آنرا بکارند بی استخوان، بار وی پوستی تنک دارد، دست شکن همچون جوز دست شکن و این سخت شگفت اندیشه کرده اند(عجایب طوسی). و اندر شیرین گردانیدن بادام تلخ چاره هست.اگر بن بادام تلخ بکاوند و سرگین خوک در آن کنند با نمک بسیار و آب دهند شیرین گردد، والله اعلم(فرخ نامه)

بنفشه

کیفیت آن بحسب اب و هوا متفاوتست. بهترین بنفشه در شوشتر بعمل آید و بسیار زرع کنند و خوش بوی تر شود. و طبیعت آن آنست که در کنار بیشه ها و چشمه ها و جویها و زمین نمناک بسیار شود مانند مازندران و گیلان. و آنچه در میان درختان و سایه بروید کم بو شود و رنگ آن سفید گرردد. و بستانی بهتر از صحرائی باشد(آثار و احیاء). و بهر دو سال زیادتی آنرا بر باید کند و بر مواضع دیگر نشانند. چون بسیار انبوه شودگل زیاده نتواند داد و باید نگذارند که علف دیگر در میان آن برآید. و در سردسیر و فصل پائیز کم و بیش گل می دهد و بسیار خوشبو می باشد(آثار و احیاء).

به

هر کجا به باشد و انگور بنهند تباه گردد و در انبار با هم نباید نهادن. اگر خواهی که به بسیار گاه بماند در برگ انجیر نِه و در میان گل کن تا دیرگاه بایستد و سیب همچنین(نزهت نامه علایی).

اگر سگی مرده اندر بن درخت ی انبار کنند آبی های آن درخت گران آید(فرخ نامه). و گویند هیچ آبی نیکوتر از نیسابور و سمرقند نیست. و گویند ایشان بر یک درخت پنج یا شش آبی که نیکوتر و راست تر بود بگذارند و باقی بچینند، و اول چون گل بریزد و آبی پدید آید همه را به روغن زیت چرب کنند، آنگاه این پنج شش کی نکوتر بود به کاغذ اندر گیرند تا به غایت رسد، آنگاه از درخت باز کنند و بنهند. یکی از آن به صد درم قیمت کنند(فرخ نامه). و پارسیان گویند که آبی از درخت باز کنند بیآزار و به برگ نی اندر پیچند، پس مغاکی بکنند تا میان مرد، آنگه یک نیمه از آن مغاک پر ریگ کنند، پس آبی اندر مغاک نهند بیآزار و به برگ نی زبرش بپوشند و ریگ بر زبر آن پوشند تا هموار شود. پس هر پانجده روز آب بر زیر آن میریزند. چنانک برانند تا یک سال آن آبی بماند. سیب نیز همچنین باز توان داشت(فرخ نامه). و گویند ایشان بر یک درخت پنج یا شش آبی که نیکوتر و راستتر بود بگذارند و باقی بچینند، و اول چون گل بریزد و آبی پدید آید همه را به روغن زیت چرب کنند، آنگاه این پنج شش کی نیکوتر بود به کاغذ اندر گیرند تا به غایت رسد. آنگاه از درخت باز کنند و بنهند یکی از آن به صد درم قیمت کنند. و اندرو خاصیت است(فرخ نامه).

گوینداگر آبی را در زیر جو نهند دیر بماند. . گویند هیچ جای، آبی نیکوتر از نیسابور و سمرقند نیست(فرخ نامه).

درخت آبی و انار وصل کرده تا نکوتر شود و بار بیشتر آورد(فرخ نامه). اگر جایی که آبی بود انگور نهند تباه گردد، و در انبار به هم نباید نهادن(آثار و احیاء) و (نوادر التبادر).

گویند که هر کس درخت به را نتوان پیراست و بی پیراستن نیکو نبود. و این معنی در هیچ ولایتی دیگر ندانند و بجای نیاورند. لاجرم به ایشان خوب و آبدار و خوش طعم و پر بوی نباشد و نتوان خوردن. به را به جهت آن آبی گویند که آن را آب زیاده از همه درختان میوه دار باید داد(آثار و احیاء).

جالینوس حکیم گوید که چون نهال پای جوش کارند و سبز شود اولی آن بود که بموضع دیگر نقل کنند که خوب روش میکند. مناسب است و حقیقت آنکه درخت به را آبی گویند آنست که آن را آب بسیار باید داد و از همه درختها بیشتر آب خورد و چون آب کم یابد ثمره آن خشک و خورد بود و قاعده و دستور آن است که هر نوبت که به را آب دهند چنان سازند که یک ذرع ساق درخت در آب باشد و هرگاه که زمین آن خشک گردد بار دیگر بهمان قرار آب دهند و طریق آنست که به را بر کنار جوی آب کارند که پیوسته آب در پای وی باشد و اگر به در تابستان تشنگی خورد، ریشه وی نقصان یافته برگهای وی زرد میشود در آب دادن ملاحظه تمام نمایند و اگر خواهند که در زمستان به را نگاه دارند چون از سبزی بیرون آمده سفید شده باشد تا بیست روز آب ندهند بعد از آن آب داده تا بیست روز دیگر گذارند که بر قاعده برسد و باز نمایند و اگر در این ایام آب دهند بعضی گل پیدا کرده بعضی دیگر شکافته ضایع میشود و چون بدین نوع عمل نمایند به آن آبدار و خوش طعم باشد. و شوره که از خانه کهنه های قدیمی حاصل شود نرم ساخته در پای آن ریزند نوچه خوب پیدا نموده بهی بدستور سابق بزرگ شود(ارشادالزراعه).

بیدمشک

این درخت را بلخی خوانند و شکوفه را به تازی لحیه التیس خوانند مانند پشم سرخ باشد. اگر به قرع و انبیق(دستگاه تقطیر) مصعد کنند چنانکه آب گُل بگیرمی بعد سالی بر هر یک رطل(معادل صد مثقال)، پنج درم(یک درهم معادل 7/0 مثقال) قرنفل(میخک) برنهاده باشند، آبی خوش بوی بیاید و اگر اندکی کافور بیاری آن برند غایت(بغایت نیکو) گردد و اگر همچنان بگیرند که آب مشک بید بهتر آید، و آن است که بید بویا در آب گل کنند و عرق آن بتصعید گیرند و بپرورند تا خوش بوی گردد و بغایت بود(نزهت نامه علایی).