فصل پنجم : در معرفت کشتزار به تخصیص

بادیان (رازیانه)

در حَمَل (فروردین ماه) چون کارند و انبار و آب دهند تا سی سال محصول میدهد و برنمیافتد اما مناسب آنست که بذر وی را بوته کارند و نیافشانند(ارشادالزراعه).

بادنجان

بادنجان چون به پیه گداخته برکشند یا به موم، و بیاویزند مدتی تازه بماند و تباه نشود و در میان گل همچنین(نزهت نامه علایی).

و در ولایت گرمسیر(باذنجان) بهتر شود از سردسیری بعلت اینکه از سرما زود متاذی(آسیب دیده) شود و دیر بزرگ شود و دیر ثمره بدهد(آثار و احیاء).

باذنجان که در اول بار دهد شیرین تر از آن باشد که پس تر دهد. وقتی که هوا خنک شود باذنجان را طعم اندک تلخ گردد و اکثر بواسطه خنکی و سرما شیرین تر شوند مانند کاهو و ترب و کاسنی و شلغم و کزر(هویج) و خربزه و هندوانه و نی شکر و زرت و امثال آنها(آثار و احیاء).

هر گاه بخواهند از برای زمستان تازه نگاه دارند باید که موم خالص را بگدازند. اول باذنجان را در میان یخ آب گذارند تا سرد شود. بعد از آن در موم گداخته بزنند تا در آن افسرده شود و باید که موم هم پر گرم نباشد. اگر بسیار گرم باشد باذنجان را گرم کند و زود بپوساند. چون بدین موجب که مذکور شد دو نوبت به موم زده باشند کفایت می کند و او را نگاه می دارد و تازه می ماند. در هر وقت که خواهند بپزند موم را از آن باز کنند. از موم چیزی کم نشود و آن غرض هم حاصل شود(آثار و احیاء).

در میان دهاقین مشهور است که باذنجان در زمین پناه و کود و خاكروبه کوچه مع انبار گاو و پی درپی آب و ساو(وجین علف هرز)، مناسب است هر چند انبار بسیار دهند فائده تمام دارد(ارشادالزراعه).

باقلا

صاحب الفلاحه گوید، که اگر باقلا، در آب نطرون(نوعی نمک. بوره) کرده بکارند زودتر از <دیگر> باقلاها برسد(عجایب قزوینی). در محلی که باقلا گل کند اگر کسی در میان آن رود بیم بیماری است بواسطه آنکه متعفن است و تأثیر تمام دارد(ارشادالزراعه). چون باقلا گل کند و ماشوره(سفت شدن ساقه و جوانه زدن) بندد آب دهند و اگر قبل از آن آب دهند بدستور(با قاعده) ماشوره نمیبندد و زور بر برگ و شاخه مینمایند و بعد از آن در آب دادن تقصیر نکنند که فایده بسیار دارد(معرفت فلاحت). و تخم باقلی را یک شبانه روز در آب آغشته کنند و بعد از آن بکارند دان های آن بزرگ شود. و اگر قدری تخم جو با آن زراعت کنند زودتر برسد(معرفت فلاحت).

باقلای مصری

صاحب الفلاحه گوید، اگر کسی خواهد که ترمس کارد، آنوقت باید که شب و روز مساوی باشد. و نباید که از بهر او باران خواهد. و چون بروند و گاو در آن زمین کنند، پیش از آنکه گل آورد، و هر چه قریب بود، در میان آن بخورد. گاو در آنوقت، ترمس نخورد زیرا که تلخ بود. و این از خاصیت ترمس است. که اگر در زمینی کارند، سه بار بر دهد در آن زمین، و حب و ثمره او تلخ طعم بود(عجایب قزوینی).

ترمس را سه شبانه روز در آب آغشته کنند تا تلخی آن کمتر شود و بعد از آن بکارند (ارشادالزراعه) و (معرفت فلاحت).

بقول

اگر بزر بقول را با اژغون مخلوط ساخته زراعت کنند از کرم و آفت طیور محفوظ ماند خاصه شلجم(شلغم) و ترب(معرفت فلاحت).

و در هر موضع که کرنب و باقلا زراعت کنند، بقول که در حوالی آن بود از پشه محفوظ ماند(معرفت فلاحت). و اگر بزر بقول را در آبی که کَبَر در آن جوشیده باشند آغشته کنند یا با حنظل در آب آغشته کنند و بعد از آن زراعت کنند از کرمان و مرغان و همه آفات محفوظ ماند(معرفت فلاحت). و سماد(کود) بقول بهتر آن است که از ارواث(جمع روث) خیل(اسبان) و بغال(استران) و حمیر(الاغ) بود. اما باید که کهنه بود(معرفت فلاحت).

برنج

و شالی را که دو روز در آب نموده باشند بر روی آن بقرار جریب ده من بذر نمایند و یک شبانه روز گذارند که آب و لای بر روی بذر نشیند و بعد از آن تا محلی که رفع شود، آب روان در میانه آن باشد و چون در میانه آب سبز شود تا پانزده روز خبردار بوده ملاحظه نمایند که چغوك(گنجشک) سر تیش(جوانه) آن برنکند که قرمه(سوختگی) بواسطه آن پیدا میکند و اگر احیانا کشش بر روی آن بسیار شود که آب بآسانی نگذرد دو روز آب را باز بندند که چون کشش خشک شود دیگر آب را بدستور دهند و در پانزدهم میزان میرسد(ارشادالزراعه).

پیاز

چون خواهی پیاز کشتن، پوست از او جدا باید کردن و بیخ و ریشه او همچنین به بیست روز پیشتر و زمین نرم خواهد شیار کرده و به بیل کوفته و چندانکه پیاز به زیر زمین فرو بری بهتر و نیکوتر باشد و در وقت کشتن زمین نمناک نباید. و به وقت فرو شدن ثریا بکارند و به وقتی همچنین از زمین برآرند تا بهتر آید و شیرین تر و سیر نیز همچنین گفته آمد(نزهت نامه علایی).

صاحب الفلاحه گوید، که چون خواهند که پیاز بکارند، پوست بدر از آن باز کنند و ثمره او بغایت خوب بود. هر چند که نزول او در زمین بیشتر بود، قوی تر باشد. و باید که آنوقت که خواهند کشت وقت طلوع (باشد) تا ثمره او بغایت باشد(عجایب قزوینی).

صاحب الفلاحه گوید، اگر بذر حلب با تخم پیاز بیامیزند از دود(کرم) سلامت بماند بذر او(عجایب قزوینی). چون خواهند زود بدست آید در پائیز بکارند. چه در وقت بهار سبب بارندگی دیرتر بروید. و باید زبل و خاکستر دهند. و چون در پائیز خواهند برکشند، بن آنرا جهت زمستان نگاه دارند و بوقت زرع پنبه کارند. و زمین آنرا از دغل پاک سازند. و در اوایل آب بسیار باید داد و هر نوبت زبل باید انداخت. و در تابستان چهل روز نباید آب داد و الا به تخم آید و بن کند(آثار و احیاء). و تخم پیاز که به جهت کاشتن گیرند هم اندکی از پیاز باز نشانده گذارند تا به تخم آید. و پیازی که در زمستان باید نگاه داشت باید خشک کند. چندانکه خشک تر شود بهتر ماند و الا شاخ تازه بیرون کند و به زیان آید(آثار و احیاء). و اگر تخم پیاز را بوقت آنکه میکارند پوست باز کنند و بکارند پیازیکه برآید نیک باشد و باید که زمین بوقت زرع او نمناک باشد هر چند تخم او را بزمین بیشتر فرو برند بهتر برآید و اگر زرع و حصاد(درو) او در وقتی حفظ بذر واقع شود که ثریا فرو رفته باشد پیاز شیرین و خوش طعم شود(نفائس الفنون).

ترب

اگر خواهی که ترب بزرگ آید، بر آن اندازه که ترا باید، چوبی به زمین نشان و بیرون آر. و کاه در آنجا کن. آنگاه تخم ترب با سرگین بر زبرش بکار که چندانکه بچوب کو کرده باشی، ترب بدان اندازه بیاید(نزهت نامه علایی).

صاحب الفلاحه گوید اگر خواهند که فجل(ترب) بزرگ شود، چوبی را بر زمین فرو برند، بدان مقدار که خواهند، فجل بروید و آنکه چوب را بیرون آرند. و جای او را پر از کاه کنند، و در آنجا بذر ترب بکارند. و بالای آن سماد ریزند. که در آن حفره ترب بروید، به مقدار آن چوب و اگر بذر او را انگبین کنند، آنگه بکارند، ثمره او شیرین بود(عجایب قزوینی).

چون خواهند که ترب بکارند و بن آن بزرگ شود در آخر تابستان باید کشت به سبب آنکه تا هوا سرد نشود بن ترب در زمین قوی نگردد و در هوای گرم، آن بن بزرگ نشود. باید از تخمی بکارند که از تخم باز نشانده گرفته باشند تا نیکو شود چنان که در باب کزر گفتیم(آثار و احیاء).

اگر خواهند که ترب بزرگ شود چوبی بزمین فرو میبرند بمقداریکه خواهند و چون بیرون آرند تخم ترب بجای آن بنهند و بر بالای آن سرگین بریزند ترب بمقدار آن چوب که قالب بوده باشد دراز شود(نفائس الفنون).

اگر خواهی که ترب بزرگ آید بر آن اندازه که ترا باید، چوبی در زمین نشان و بیرون آر و کاه در آنجا کن. آنگاه تخم ترب با سرگین بر زبرش بکار. که چندانکه به چوب کو کرده باشی ترب بدان اندازه بیاید. طعم خوش و لطیف دهد(ارشادالزراعه). و اگر تخم ترب را در عسل یا در نبیذ(شراب) مویز که شیرین بود آغشته کنند، سه روز بعد از آن زراعت کنند آن ترب شیرین بود(معرفت فلاحت).

تره

هنگام زرع آن(کراث. تره) پاییز که هوای آن سرد نباشد و زمین آن بغایت معمور باید و زبل و خاکستر با هم دهند(آثار و احیاء).

چغندر

اگر خواهی که چغندر بزرگ شود و نیک آید سرگین گاو اندر زمین فکن تا چون بروید و برگ پدید آرد یک شاخ باز کن و سفال پاره ای خرد یا یک دانه ریگ در او نه تا چغندر پهن شود و طعمش خوش آید(نزهت نامه علایی). صاحب الفلاحه گوید، اگر زمین به سرگین بسمه(باسمه) کنند، اصل او قوی شود(عجایب قزوینی).

هر چند زمین آنرا بیشتر عمارت کنند و خاک کهنه و زبل در آن ریزند بزرگتر و قوی تر گردد و بر مرزها(کشتزارها و باغ ها) و تره زارها و بادنجان زار نشانند نیکوتر شود. و چون خواهند چغندر بن آن بزرگ، هم از ابتدا، بتدریج برگ آن میبرند. و هرگاه گودی را بزرگ بکَنند و از ریگ و سرگین گاو با هم آمیخته، پر کنند و بر روی آن چغندر بکارند، چون بروید شاخ آن تخمها یکی شود و بزرگ گردد به حدی که آن گود را پر کند و بغایت بزرگ شود. کزر و ترب و شلغم نیز چنین توان کرد(آثار و احیاء).

و اگر بخواهند چغندر بزرگتر شود حوالی آن از خاک خالی کنند چنانچه ظاهر شود و آنرا به سرگین گاو تازه آلوده کنند و پر خاک کنند. پس آنچه از آن بروی زمین باشد بکارد شق کنند و سفالی یا سنگی بقدر همان شق در آن شق نهند بغایت بزرگ شود(معرفت فلاحت).

خربزه

این عبارتی پارسی پهلوی است یعنی هربوزد، از آنچه بوی او بر همه غالب دارد(نزهت نامه علایی).

کاشتن

گویند تخم خربزه کهن نیک آید و با خاکستر بپرورند(نزهت نامه علایی). زمینی که یک نوبت خربزه کارند، تا مدت های دیگر نتوان کشتن. چه اگر بکارند نیکو نیاید(آثار و احیاء). و خربزه را در هر زمین که یک مدت بکارند تا مدتهای دیگر نتوان کاشت چو اگر بکارند نیکو نیاید(ارشادالزراعه) و (معرفت فلاحت). و در زمینی که سال پیش جواری(ذرت) کشته باشند چون خربزه کارند بغایت نیکو آید و ثمر بسیار دهد و کم آفت بود(ارشادالزراعه) و (معرفت فلاحت).

انبار

خربزه غذاء بسیار خواهد و هر غذائی که در آن زمین باشد تمامت را خربزه به خود بکشد و تا سال ها به خود نیاید(آثار و احیاء).

دفع آفات

دیگر آنکه در زمینی که خربزه در او کارند مستعد رستن علف های غریب می شود. که آن خربزه را زیان می دارد. به علت آنکه چون زمین جالیز را به زبل و غیره عمارت تمام کنند به واسطه برگهای آن که زمین را پوشاند نم بسیار در آن بماند و عفونت از آن بازدید می شود. و آن زمین مستعد رستن علف ها و گیاهان بسیار می شود و قوت زمین را می برد. از آن جهت دیگر آن را نکارند. دیگر آنکه زمینی که نمناک باشد مثل مرغزار ها خربزه او بزرگ و تازه تر می شود. و لاشک هر چیز که رطوبت بیشتر بود از آن بخارات مرتفع شود. و طبیعت بخار آبی که از آن برخیزد مقتضی آن باشد که از آن حیوانات متنوع بیشتر شود. و در چنین مواضع انواع پشه و حیوانات کوچک سیاه بر درخت بازدید می آید. به سبب شبنم و بخارات مختلفه. و همچنین جائی که خربزه کشته باشند، بخار تری جالیز و بخار درخت باغات به تری زمین اضافه شود. یا ابری در هوا پدید آید و هوا تغییر یابد اضافت آن شود. و از آن انواع حیوانات که بر درخت بید باشد بازدید می شود. و از آن به برگ جالیز می نشیند و در آن اثر می کند و شیرینی را از آن باطل می کند. مثل آنکه گویند شیرینه گرفته است. و نیز بعضی کرم بازدید می شود که خربزه را می زند. از بوی برگ خربزه و نم زمین کرم ها در بیخ آن به هم می رسد. و بیخ آنرا می خورد. و این همه آفات سبب بخارات و نم می باشد. و اگر زمین خشک و حوالی آن چیز رطوبی نباشد آن حیوانات متولد نشود. و بخاری که در هوا بازدید می باید، اکثر از بخارات زمین و درختان است که متصاعد می گردد و اضافه آن می شود. خربزه را نم و رطوبت بسیار زیان می دارد. نه آن است که خربزه را آب باید کم داد. بلکه باید آن را بر وجهی آب داد که آن خلل ها که گفته شد واقع نگردد تا آن را سودمند بود. اگر در زمین ریگ زار بکارند ریگ نم را نگاهدارد و قطعا نگذارد که نم از آن بیرون رود. و خربزه از نم آن سودمند می باشد بی آنکه از آن بخارات برخیزد. و به موجب مذکور این آفت ها متولد نشود. دیگر در زمین های شورمزه خربزه نیکو شیرین آید(آثار و احیاء).

و اگر کرم در افتاده بود، آنرا در آفتاب بجوشانند. و < خربز > دیگر به آن رش کنند، دود در وی نیفتد(عجایب قزوینی). و اگر اصل سوس(سوس شیرین بیان است. اصل سوس ماده ای که است که پس از جوشاندن ریشه شیرین بیان و تبخیر آن بدست می آید.)اصل سوس را در آب بجوشند و تخم خربزه در آن آغشته کنند و بعد از آن زراعت کنند از کرم محفوظ ماند(معرفت فلاحت).

شیرین شدن

تخم او به وقت گل خوش بوی گردانی و آن است که یک شبانه روز در میان گل تازه نهی و برداری و دیگر باره گل تازه بر او ریزی، چند بار. چون این تخم بکاری از خربزه بوی گل آید و خوش بوی باشد. و اگر تخم در شیر یا در انگبین نهی و بکاری خوشتر آید و شیرین تر(نزهت نامه علایی). دیگر در زمین های شورمزه خربزه نیکو شیرین آید(آثار و احیاء). صاحب الفلاحه گوید، اگر شحم خربزه را در شیر و انگبین کنند، آنگه بکارند، خربزه او بغایت شیرین شود(عجایب قزوینی).

و اگر قصبان حاج(خارشتر) یا اشترقاز(ریشه گیاه انگدان) گیاهی بشکافند و تخم خربزه در شکاف او نهند، خربزه بزرگ و شیرین بار آورد. و در خوارزم چنین کارند. زیرا که صحرای او همه یکسان است. و بر آن ریگ، اشترقاز بسیار روید(عجایب قزوینی).

صاحب الفلاحه گوید، اگر تخم خربزه در میان گُل نهند، تا بوی گل گیرد. آنگه بکارند، از خربزه بوی گل آید(عجایب قزوینی).

و اگر خواهند که خربوزه شیرین باشد تخم او را پیش از آنکه بکارند در میان شیر و عسل نهند چندان که اثر هر دو در تخم ظاهر شود بعد از آن بکارند خربزه آن بغایت شیرین بود و اگر تخم را در میان شاخ اشترغاز یا جاج(همان حاج) که آن خاریست که ترنجبین برو نشیند چنانکه اهل خوارزم کنند و بکارند شیرین تر باشد(نفائس الفنون). و بعضی فالیزکاران تجربه کرده اند که اگر بذر را چند روز در دود گذارند، که دود خورده باشد، خربزه آن شیرین شود(ارشادالزراعه).

چون در محل بذر نمودن تخم را در آب نموده از جرم پاك سازند و یک شب در شربت عسل بگذارند خربزه آن بغایت لطیف و شیرین میشود و از آفت ایمن میماند. چون محل بذر شود بسه دفعه کاشته محافظت مینمایند(ارشادالزراعه). و اگر تخم خربزه با گُل خشک کوفته سه روز در آب آغشته کنند پس زراعت کنند از آن خربزه بوی گل آید. و اگر آنرا در عسل و شیر آغشته کنند سه روز و بعد از آن زراعت کنند خربزه آن به غایت شیرین بود(معرفت فلاحت).

خیار

و به استرآباد علی الخصوص و دیگر جای رسم است که خیار بادرنگ(خیار سبز) به تیر ماه نیز بکارند و از پاییزی خوشتر و بهتر آید(نزهت نامه علایی). و در آنچه در اوایل که تخم خیار کشته باشند آن را آب ندهند به موجبی که در باب خربزه یاد کرده آمد. تا وقتی که برودت هوا کم شود همان حکم دارد. چون خواهند که زود برسانند کاسه از سرگین ساخته بر سر آن نهند همان حکم دارد. لیکن خیار را احتیاج به زبل بسیار نباشد یا زمین آن شور مزه باشد مثل خربزه(آثار و احیاء).

شیرین شدن

و اگر(تخم او) در انگبین نهند، شیرین مزه گردد(نزهت نامه علایی). و اگر تخم او در عسل آغاز و پس بکارند، خیار شیرین تر آید(فرخ نامه). و اگر(تخم خیار را) در عسل نهند، و آنگه بکارند، قثای(خیار) او شیرین بود(عجایب قزوینی). و اگر تخم او(خیار) را در میان شیر و عسل نقوع(خیس کردن) کنند و بکارند خیار شیرین و خوش طعم شود(نفائس الفنون).

دفع آفت

و اگر خواهند که دود در وی نیفتد، چیزی از نانخواه با شحم وی بکارند(عجایب قزوینی).

زود رسیدن

صاحب الفلاحه گوید، اگر خواهند خیار زود برسد، تخم او را در طقاری بکارند. و از آفتاب بیرون تا غروب آفتاب باشد. و اگر باران باشد، بر باران عرض کنند. … چون زمستان به آخر رسد، به زمین نقل کنند. آنچه از زمین بروید، چیزی از ورقها، بالای آن بگیرند. که آن خیار آورد پیش از آنکه خیارها برسد(عجایب قزوینی).

بزرگ شدن بر

اگر تخم او(خیار) با شکوفه بنهند بر بزرگ آرد و بسیار(نزهت نامه علایی).

اگر خواهی که خیار دراز گردد، بنزدیکی آن کاسه ای یا تغاری پر آب بنه. چنانکه مقدار چهار پنج انگشت میانه دارد. چون خیار سوی آب یازد، دیگر باره لختی دورتر برند که همچنین می افزاید. و هر کجا خشکی بیند بکاهد و این نگاه باید داشتن(نزهت نامه علایی).

اگر خواهند کی دراز گردد، کاسه پر آب پیش وی بنهند تا آب را می بیند و خود را به آن می کشد و چون خشکی بیند کاهد(عجایب طوسی).

و اگر خواهند که خیار بغایت دراز شود ظرفی را که سرش فراخ باشد پر آب کنند و بنزدیک خیار چنانکه میان او و میان خیار چهار انگشت باشد بنهند و چندان که خیار نزدیک میشود دورتر میبرند تا بغایت دراز شود(نفائس الفنون).

ثمره بسیار

و اگر خواهند که بیشتر از همه نو باوه خیار بیاورند تخم او را در دیماه در آنیه(ظرف) خزف(سفال) بزرگ بکارند و هر گاه که آفتاب گرم شود بیرون می آورند و چون آفتاب فرو می رود به جای گرم نقل میکنند و بر عادت آب میدهد و نگاه میدارند تا زمستان بگذارند. بعد از آن زمینی از برای او مهیا کنند و آنجا بکارند بزودی بزرگ شود و ثمره دهد(نفائس الفنون).

و اگر تخم او را معکوس بنهند ثمره بسیار دهد (نفائس الفنون).

نقش بر خیار

صاحب الفلاحه گوید، که اگر قثا خواهند که بر صورت حیوانات یا بر شکلی از اشکال مثلث یا مربع یا مخمس باشد، قالبی بستانند. و آن قثار را در آن قاب نهند. آنکه هنوز کوچک باشد، و قالب را بر آن سخت ببندند. چنانکه هوا در میان آن نرود. چون قثا بزرگ شود، آن قاب را گیرد بر شکل قالب بود(عجایب قزوینی).

خربزه و خیار

تخم خیار و خربزه و آنچه بدین ماند اگر به روغن بمالند و بکارند تلخ آید. و پالیزبان چون نداند و تخم در کیسه ای یا در جایگاهی روغن آلوده کند، هر آنچه بدو آلوده گردد و بوی روغن گیرد تلخ آید(نزهت نامه علایی).

تره زار و خیارزار

و اگر سر خر اهلی را در تره زار یا خیارزار برافروزند زود برسد(نوادرالتبادر). اگر خاکی را که سرگین درو آمیخته باشد، همچنانکه زور خیارزارهاست، بستانند و در خنوی(خنور) یا در سبویی کنند و آب بر وی ریزند تا تر شود، پس تخم خربزه و خیار و هر نوعی که باشد درو فشانند، پس چون روزی که آفتاب ساده و روشن بود آن خنور را در آفتاب بنهند، چون از آفتاب بردارند بر خانه نهند، و چون بینند که باران نرم می آید خنور را بیرون آورند و در زیر باران ننهند، و چون بینند که حاجتمند است هر وقت آب بر وی زنند تا آنگه که بروید. و چون سر ماه بهار به آخر رسد آن را برگیرند و پیش آن زمین بروند که خواهند کاشتن و هر تخمی را به جای خویش بنشانند. چون بگیرد و شاخهایش بروید و سخت گردد سرهای آن شاخها را ببرند. چون چنین کنند نیکو شود و زود برسد، والله اعلم(نوادرالتبادر).

رویناس

و هر زمین که بد و شوره باشد چون رویناس(روناس) بکارند خوش و شیرین شود. به کرات تخم آنرا از یزد و نائین آورده و در باغات تبریز در مواضع و زمینی که شوره زار بود کشته و بدان واسطه زمین نیکو شده و اکنون زرع کنند و انتفاعی نیکو است و متاع هندوستان است(آثار و احیاء).

ریحان

ریحان که آن را شاسپرم گویند وقت زرع آن موسم کاشتن جالیز است و زمین آن را بیشتر آب دهند و شخم کنند و در نم آن را بکارند تا روی زمین سخت نشود و زبل و خاکستر باید داد و چون شاخ آن بلند شود سر آن شاخ را بزنند تا شاخهای آن زیاده شود. اگر در کنار باذنجان زار بکارند بغایت قوی شود و نیکو بعمل آید(آثار و احیاء).

و هر نوبت که دروند ساو نموده انبار باید داد که زور بسیار میطلبد و در نوبت اول که دروند بلندتر باید دروید که نهال وی قوت یافته و جهت بذر بعد از دو درو، گذارند که فایده تمام دارد(ارشادالزراعه).

سیر

سیر در زمین نرم باید کشتن و اگر خواهی که خوش باشد و شیرین چون بخواهی نشاندن اندکی بکوب آنگاه بنشان و بنزدیکی درختان گل بکاری و با هر دانه ای حبه ای غوره انگور بنهی شیرین آید. و چنان باید که ماه در زیر آفتاب باشد و بوقت فرو شدن ثریا پسندیده دارند(نزهت نامه علایی).

اگر سیر در وقتی کارند که ماه به کاست بود بوی آن گنده نبود. و اگر با دانه مویز بکارند شیرین شود(فرخ نامه). صاحب الفلاحه گوید، سیر را وقتیکه خواهند بکارند، قمر در زیر زمین بود، آن سیر را رایحه نبود(عجایب قزوینی). آنرا(سیر را) عمارت بسیار باید کرد و درفصل پاییز کارند. باید که زمینی نیکو را به بیل شخم زنند و زبل بسیار اندازند. و دانهای سیر را در آن نهند. و چون بروید، دیگر باره آن را زبل دهند و چون هوا سرد شود، باز زبل باید داد. و چون بهار شود هر نوبت که آب دهند زبل می دهند. و به هر هفته آب دهند و در پائیز که وقت آن رسد که او را برکنند، پیش از آن بچند روز آب نباید داد تا قوی گردد. و آن وقت برکندن(آثار و احیاء). و سیر را تخم نیز کارند لیکن در سال اول بن آن بزرگ نشود و دیگر سال بر توان کندن. و هر جا که آب و زمین بسیار باشد، تخم باید کشتن تا متاع آن زیاده شود(آثار و احیاء).و اگر سیر را در ایامیکه قمر تَحتَ الارض باشد(ماه قابل مشاهده نیست) بکارند رایحه نداشته باشد(نفائس الفنون).و زمینی که در آن سیر نشانند اگر خاک آن سفید بود به غایت نیکو آید. و اگر خواهند که طعم سیر شیرین بود آنرا در عسل و شیر آغشته کنند دو شبانه روز و بعد از آن آنرا بنشانند(معرفت فلاحت).

شلغم

به موجبی که در سایرین گفته شد، چون دهقانان کمتر ملتفت آن شوند و عمارت کمتر کنند نسبت به دیگر چیزها بهتر نیاید. و آن را در اواخر تابستان کارند. هر چند هوا سرد شود بن آن سبز و شیرین تر گردد و تخم آن را از شلغم دست باز نشانده گیرند(آثار و احیاء).

شلغم و ترب

تخم ترب و شلخم در نبیذ یا انگبین یا زیت کنی ، آنگاه بکاری، چون بروید طعم خوش و لطیف دهد(نزهت نامه علایی). و اگر تخم او(ترب) را بعسل نقوع کنند و بکارند ترب شیرین شود و تخم شلغم نیز چنین باشد(نفائس الفنون).

کاسنی

اگر سر خر در بالیز بنهند همه بالیز ها را سود دارد خاصه کاسنی را که نیکو بروند و خاصیتی دارد و این مجرب است(نزهت نامه علایی).

کاهو

بهترین کاهو آن باشد که آنرا یک یک با دست نشانند … و از همدیگر دورتر نشانند و هر نوبت که آب دهند بسر بیل پای آن را خم کنند و نگذارند که در میان او علف باشد. بتدریج از میان برکنند و هر نوبت که آب دهند و بوم آن شخم زنند و زبل با خاکستر با هم دیگر ضم(همراه) کرده و در میان ترک های آن ریزند تا پرورده شود(آثار و احیاء).

دفع آفات

به وقت تخم فشاندن(کاهو) اگر یک شب با تخم نانخواه بنهند تا بوی آن بستاند کرم در نیفتد. هیچ آفت بوی نرسد. آب زیتون یا کمیز گاو یا خاکستر چوب رَز(تاک) در آب کنند و بر او فشانند سرما بر او کار نکند و کرم بنخورد و نیکو برآید(نزهت نامه علایی).صاحب الفلاحه گوید، اگر بذر آنرا در میان نانخواه نهند،آنگاه بکارند، در آن کاهو هیچ آفت نرسد چون دود و غیره(عجایب قزوینی).و اگر تخم کاهو را پیش از آنکه بکارند در میان نان خواه نهند تا بوی آن گیرد هیچ آفت بوی نرسد(نفائس الفنون).

کیفیت

چون خواهی که برگش بزرگ آید از آنجا که کشته باشی با جای دیگر تحویل باید کردن و یک یک بنشاندن و چند مقدار یک به دست خاک از پیرامن آن باز کردن چنانکه بیخ پدید آید. و به سرگین گاو در گرفتن، پس به خاک بپوشان و در ساعت آب بده. و دیگر بار چون بزرگ شود بن آن به کاردی تیز سوراخ کن و یک پاره سفال خرد در او نشان تا کاهو پهن گردد و آبدار(نزهت نامه علایی).

کدو

اگر خواهی که کدو بزرگ آید تخم او باژگونه در زیر خاک باید نهادن و همچنانکه در خربزه و خیار گفتیم، اگر در انگبین و شیر نهی بر خوشتر آرد. و اگر خواهی که در میانش تخم و دانه نباشد و جمله بسته آید، چون شاخ بیازد، پیشتر از آنکه در بر آید، در زیر خاک بپوش و بگذار تا دیگر باره سر برآرد. و لختی بیازد و دیگر باره همچنین به خاک بپوش تا سه کرت بباشد. آنگاه بن اصلی ببر تا آنچه پرورده در بر آرد. بی دانه و شحم از آنچه این شاخ بیخ در زمین فکنده باشد و از بیخ اصلی دور مانده و به طبعی دیگر آمده و اگر از آنجا که اصل بود ببرند زیان ندهد(نزهت نامه علایی).

کدو و انگور

روایت می کند مرا یکی از علمایی که خواجه بوعلی گفت، اگر دانه ای کدو در میان درخت انگور نهند و آن را محکم کنند، از آن موضع که کدوی بزرگ بیرون آید و در میان او انگور جمع شده باشد چنانکه از جلاب(گلاب) خوشتر باشد(علم الفلاحه).

بدون تخم برآمدن خربزه، خیار و کدو

و اگر خواهند که خربزه و خیار و کدو بی تخم باشد چون شاخ آن قریب یک گز شود در نزدیک آن حفره بکنند و بعضی از آن شاخ را در حفره بنهند و آنرا به خاک بپوشند چنانچه سر آن در زیر خاک نشود و چون یک گز دیگر برود به همین نوع عمل کنند و بگذارند تا یک گز دیگر بلند شود و به همین نوع تا سه نوبت چون معلوم شود که شاخ را عروق در زمین پیدا نموده هر سه موضع را قطع کنند پس ثلث آخر که سر شاخ بود آنچه بیرون آید آن را دانه نبود(معرفت فلاحت).